شبي در عالم مستي تکيه بر جاي خدا کردم
در آن يک شب خداي من عجب کارها کردم
نمازو روزه را تعطيل کعبه را بستم حساب بندگان را از ريا کاران جدا کردم
سحر گاهان چو از مستي شدم هوشيار فهميدم که ديشب در پناه مهر
جسارت بر خدا کردم بار ديگر بنده اش گشتم و گفتم
خدا وندا ببخشيدم نفهميدم غلط کردم خطا کردم

بالا قيرتن نظر تدين.........
نوشته شده در سه شنبه 16 بهمن1386 توسط آرش
| لينك ثابت |