
نام تو را آورده ام دارم عبادت می کنم
گرد نگاهت گشته ام دارم زیارت می کنم
دستت به دست دیگری از این گذشته کار من
اما نمیدانم چرا دارم حسادت می کنم گفتی
دلم را بعد از این دست کس دیگر دهم
شاید تو با خودگفته ای دارم اطاعت می کنم
من عاشق چشم تو ام تو مبتلای دیگری
دارم به تقدیر خودم چندیست عادت میکنم
گفتی محبت کن برو باشد خداحافظ ولی
رفتم که تو باور کنی دارم
محبت می کنم
نوشته شده در سه شنبه 9 بهمن1386 توسط آرش
| لينك ثابت |